قلب شیشه ای

حس می کنم ، حسم به تو حسی نو است

حسم برای حس تو ، شعری نو است


حس می کنم ، حس کرده ای احساس من


احساس حسم حاسد و جنسی نو است


حدسی بزن ، حسم حسود حس کسیت


احساس تو بر حس من ، حدسی نو است


در حس تو ، احساس من محسوس شد


احساس کن حس مرا ، حسی نو است


سحری بکن ای ساحر احساس من


هر حس تو نسبت من ، سحری نو است


مبحوس گشت احساس من از حس تو


حساس کن احساس خود ، فصلی نو است !!!



نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ساعت 10:23 ق.ظ توسط علیرضــا نظرات |



دلم چندین سال است روزه ی عشق گرفته است ! اذان افطارش را تو بگو



تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است , اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است


گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی


که جایشان نه در دل که


در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند
















نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت 1391 ساعت 09:41 ق.ظ توسط مهناز نظرات |

Picture Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/


آدم هـا می آینـد

زنـدگی می کننـد

می میـرنـد و می رونـد …

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو

آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه

آدمی می رود امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد

و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود

کـه تـــو می میـری

در حالـی کـه زنــده ای …


نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 12:46 ب.ظ توسط علیرضــا نظرات |

می نویسم: ” د ی د ا ر”
تو اگر بی من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را بردار



 
 


فقط گوشه چشمی از نگاه خدا برای خوشبختی همه انسانها کافیست
این نگاه را برایت آرزو میکنم …


 
 


سنگ هایی که به دیوار فراق تو زدم
کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم …



 
 


زین شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع / در ذهن به جز تو آفریدن ممنون

غیر از تو ورود دیگران در قلبم / عمرا ، ابدا ، هیچ ، اکیدا ممنوع  !


 
 

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند

معنی کور شدن را گره ها میفهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پائین

قصه تلخ مرا ، سرسره ها میفهمند  . . .





iju6dn1255wgs8flu8n متن های کوتاه و شعر های عاشقانه زیبا


نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 ساعت 04:41 ب.ظ توسط مهناز نظرات |

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان

خواند اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل

خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو

 خالیست دنیا را ببین... بچه بودیم از آسمان باران می آمد بزرگ

 شده ایم از چشمهایمان می آید!! بچه بودیم دل درد ها را به

 هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند بزرگ شده ایم درد دل را

 به صد زبان به كسی می گوییم ...هیچ كس نمیفهمد





 






نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت 1391 ساعت 03:31 ب.ظ توسط مهناز نظرات |

پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر

 تو… گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می

 خواست داد بزنم به خاطر دل تو… گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده

هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ

 چیز زندست‬


نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین 1391 ساعت 09:17 ق.ظ توسط مهناز نظرات |

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند . فرشته

 پری به شاعر داد

و شاعر ، شعری به فرشته . شاعر پر فرشته را

لای دفتر شعرش

گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت .

فرشته شعر شاعر را

زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت . خدا

گفت دیگر تمام شد

. دیگر زندگی برای هردویتان مشکل شد . زیرا

شاعری که بوی

آسمان را بشنود زمین برایش کوچک است و

فرشته ای که مزه ی

عشق را بچشد آسمان برایش کوچک






نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین 1391 ساعت 06:21 ق.ظ توسط مهناز نظرات |

هزار گل تقدیم به آینه شکسته ای که لبخند تو تو را هزار بار

تکرار میکند


اجازه هست که تا ابد سر بذارم رو شونه هات ؟

روزی صد دفعه  بگم که میمیرم برات ؟

اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی ؟

خیال کنم دل منو دیگه بهم پس نمیدی ؟


وقتی چشمـ ـانمــ را روی همــ می گذارمـــ 

خوابـــ مـ ـرا نمی بــ ـرد 

تــ ـو را می آورد ! 

از میانــ فرسنگــــ ها 

فاصلـ ـ ـهـ
 


اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید حقیقت را کسی

میگوید که برای تو زندگی می کند 

لحظه ای عشق به دست کـــس و ناکـــس ندهی


دل  عزیز است  مبادا  به  هر کس  بدهی


اگر “او” برای “تو” ساخته شده


“من” برای “تو” ویران شده‌ام




زندگی مثل بازی گل یا پوچه !

 

با تو گله !

 

بی تو پوچه !




 

متن های زیبا و عاشقانه

 



نوشته شده در جمعه 25 فروردین 1391 ساعت 09:51 ق.ظ توسط مهناز نظرات |

هی فلانی می دانی؟

می گویند رسم زندگی چنین است

می آیند....

می مانند....

عادت می دهند....

ومی روند.

وتو در خود می مانی و تو تنها می مانی

راستی نگفتی رسم تونیز چنین است؟ مثل همه فلانی ها....؟




دلم،
چقدر پیر شده است؛!
باید گیس هایم را به آسیاب ببرم!!!



گــــرمـــی دستهـــایـ تــــو

 

آتشـــــی است کهـ بـا آن

 

تمـــــام وجــــودم را گــــرم خواهــــم کـــرد

 

حتـــی در سرمـــای زمستــــان

 

وایــن یعنـــی همـــان دوســــت داشــــــتن

 

و مـــن بـــرای دوســــت داشــــــتن

 

دلیــــل نمـــی خواهــــم

 

همـــین دستهـــای تـــو کـــافــــــی است ..



می دانم که در آسمان، نقش خورشید را به تو داده اند!

لیاقتم،به ذره ای نور هم نیست!

ولی بگذار در سایه ی نورت

در جایی کوچک و ساکت

شاید، دلت!

پناه بگیرم….





عشق تو تمام قلبم و وجود را پر کرده است دیگر حتی سر سوزن جایی

 

برای کسی نمانده است . معشوق ابدی من دیگر هیچگاه

 

تنها نیستم همیشه عشقت با من است …

 





نوشته شده در سه شنبه 22 فروردین 1391 ساعت 08:58 ب.ظ توسط مهناز نظرات |

فرقـے نمـے کند !!

بگویم و بدانـے ...!


یا ...


نگویم و بدانـے..!


فاصله دورت نمی کند ...!!!


در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!


جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:


دلـــــــــــــ ــــــــم.....!!!


نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین 1391 ساعت 07:49 ق.ظ توسط مهناز نظرات |

در تقویم دوستی این را به ذهنت بسپار

روزی به نام فراموشی وجود ندارد . . .





از بس خوابت را دیده ام

دیگر نمی گویم “خوابم می‌‌آید”

می‌گویم “یـــــــارم می‌‌آید” . . .






خیلی وقت ها

مهمترین حرف میان دو نفر

همانی است که هرگز به هم نمی گویند . . .






روزها رفت ولی یاد تو کمرنگ نشد / سال ها رفت و دل ساده ی من سنگ نشد

ذهن من بستر صد خاطره با یاد تو بود / نامت از صفحه ی این خاطره کمرنگ نشد . . .






یه زمونه ای شده که اگه برای عشقت کوهم بکنی به پای فرهاد بودنت نمیذارن!

میذارن به پای کنه بودنت






انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند

و آن شخص برایش یک غریبه باشد

می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند  . . .









نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین 1391 ساعت 08:31 ب.ظ توسط مهناز نظرات |

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای

 که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .


از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها

عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .


از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها

عددی هست که هرگز تنها نیست .


از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها

آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .


از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها

موضوعی است که می توان توصیفش کرد .


از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای

است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .


از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها

وپی هست که هرگز اوت نمی شود .


از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها

کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .


از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها

میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .


از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست

که درون قلب اثر می گذارد.

ا
ز خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….

دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.


به نظرشماعشق چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟










نوشته شده در جمعه 11 فروردین 1391 ساعت 07:30 ب.ظ توسط مهناز نظرات |

چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند

چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود

و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . .







نوشته شده در جمعه 11 فروردین 1391 ساعت 07:26 ب.ظ توسط مهناز نظرات |

دعای باران چرا ؟!

دعای عشق بخوان

این روزها دل ها تشنه ترند تا زمین

خدایا ...

کمی عشق ببار




باران عشق



نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین 1391 ساعت 05:08 ب.ظ توسط مهناز نظرات |

یه سلام بهاری تو روز اول عید به همه ی دوستای گل خودم.خوبین بچه

ها؟؟؟؟؟امیدوارم این عید واستون قشنگتر از


سالای قبلتون باشه.واسه همتون آرزوی یه سال قشنگ همراه با عشق زیاد

دارم  امیدوارم به همتون خوش بگذره


.عید همتون مبارک این متنم به عنوان عیدی تقدیم به همتون:



مثل ماهی زنده

مثل سبزه زیبا

مثل سمنو شیرین

مثل سنبل خوشبو

مثل سیب خوش رنگ



و مثل سکه با ارزش باشید



سال نو مبارک









نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین 1391 ساعت 09:38 ق.ظ توسط مهناز نظرات |


Design By : Pichak